أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
96
آثار الباقيه ( فارسى )
( دهم ) بود سپس سه شب بيض فرا مىرسيد ( يه ) زيرا در اين سه شب از آغاز شب تا انجام آن بطلوع ماه روشن بود سپس سه شب درع مىشد يح زيرا اوايل اين سه شب تاريك ماه است و اين سه شب را مانند به درع ( زره ) كردهاند چه شخصى كه زره مىپوشد رنگ سر او با رنگ ساير بدنش مخالف خواهد بود و آنگاه سه شب ظلمه فرا مىرسيد ( كا ) زيرا بيشتر اوقات تاريك بود سپس سه شب حنادس مىشد ( كه ) و برخى اين سه شب را براى سياهى كه داراست دهم نيز مىگويند سپس سه شب دآدى مىگشت ( كز ) زيرا اين سه شب باقيمانده ماه است و برخى گفتهاند اين لفظ از سير شتر مشتق است كه چون به شتاب حركت مىكند و دست خود را زود جاى دست خويش مىگذارد سپس ، نوبت به سه شب محاق مىرسد ( ل ) چه ، قمر و شهر هر دو باهم منمحق و ناچيز مىشوند . در انتقاد از عقيدهى اسماعيليه در ماههاى قمرى كه به رؤيت هلال معتقد نيستند و با حساب سروكار دارند چندين سال است كه فرقهاى جديد مانند اهل جاهليت در اسلام پيدا شده كه احاديث را تأويل مىكنند و اشخاصى را كه به ظاهر شرع عمل مىنمايند به يهود و نصارى تشبيه مىنمايند و براى خود جداول و حسابهايى ساختهاند كه شهور خود را از آن استخراج مىكنند و ايام روزه را از روى آن مىشناسند با وجود اينكه مسلمانها براى دانستن ماه رمضان ناچارند كه هلال را رؤيت كنند و ببينند كه چقدر ماه نور به خود گرفته و و ديدند مسلمانان در رؤيت هلال هم شك مىنمايند و بهم رجوع مىكنند و با آنكه منتهاى سعى خود را انجام مىدهند باز هم در اين معنى كه هلال در كجاى آسمان است و در كجا مغرب مىكند برخى از برخى ديگر تقليد مىكنند . سپس به اصحاب علم هيئت رجوع نموده زيجها و كتب خود را باصناف جداول و حسابها براى شناسائى اوايل شهور تأليف كردند و پنداشتند كه اين زيجها و حسابها براى رؤيت هلال ساخته شده و برخى از اين جداول را گرفتهاند به جعفر صادق ( ع ) نسبت دادند و خيال كردند كه اين جداول خود سرّى از اسرار نبوت است .